خرید بک لینک
اینو میخوای بزار به حساب دوست داشتن یا بزار به حساب خداحافظی یا بزار به هر حسابی که خودت فکر میکنی ... اینارو گفتی و یه شاخه رز بهم دادی و رفتی من هنوز نگه اش داشتم، باورت میشه؟ خیلی گذشته... خیلی ات

برچسب: نویسنده: سپیده نیکنام تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:10

چرا؟ نمی دانم، اما از تو گریزی نیست ، میتانم مقاومت کنم و کاری نکنم، وقتی بیدارم میتانم ، اما وقتی خوابم، وقتی اختیارم دست خودم نیست... میای... میچرخی، قدم میزنی.... میری....

میری و من و تنها میزاری با یه صبح عجیب... که اگه هنر کنم تا عصر خوب میشم... اگه هم نه که، خب، یکم طول میکشه ...

کرمانشاه و تهران که هیچ، حتی نمیدانم ایرانی هنوز یا رفتی....

تو مغزم میاد که ، اینجا کسیست پنهان، چون جان و خوش تر از آن....

بررسی از مرجع نیستی طبق کپی رایت و هستی فری...

برچسب: نویسنده: سپیده نیکنام تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:10

همش میای به خوابم، خیلی وقت بود فاصله افتاده بود بین به خواب دیدن هات... اما دوباره زیاد شده، هر بار به یه شکل،،،، خواب چیه واقعا؟؟؟ کسی میدانه؟ شنیدم زندگی خود ماست، تو زندگی ای قبلی، یا شایدم بعدی.....

برچسب: نویسنده: سپیده نیکنام تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:10

صفحه بندی